Thursday, October 05, 2006

سیاست

من کاری به سیاست ندارم ازش هم خوشم نمی یاد
اما گاهی اگه بخواد به خاطر سیاست کشور تبعیض قائل شن بین یه سری آدم معمولی حرصم می گیره
به عنوان مثال: امروز یه پسری که می خواست معلم شه به عنوان کار آموزی اومد کلاس ما.بعد ما که داشتیم خودمون رو معرفی می کردیم .اون می گفتش که مثلا من چین رفتم این شهرش رو که همکلاسی من از اونجا اومده بود.خیلی قشنگه
یا مثلا من قصد دارم برم سری لانکا(ای خداااااااااااااااااااااااااااااا) خوب دیگه معلومه من چه قدر جوش آوردم که طرف حتی جرات نمی کنه فکر اینکه بخواد ایرن رو هم بکنه
آخرش هم اومده به من میگه:ببخشید مذهب شما چیه؟
میگم:مسلمان
میگه:ببخشید میشه بپرسم چرا حجاب ندارید؟
میگم:به خاطر اینکه من اسلام رو قبول دارم اما اعتقاد دارم بعضی چیزها با توجه به زمان اومده و مال اون زمان بوده و حالا خود آدم که باید اونا رو با زمان حال تطبیق بده و بهش عمل کنه.به خاطر اینکه همزمان با دین به آدم عقل هم داده شده پس باید فکر هم کرد
خلاصه که خوشش هم اومده بود و می گفت آره درسته.
منم توضیح دادم :به این خاطر که الان تو سیاست جهانی همه سعی دارن اسلام رو بد حلوه بدن و اینکه دین خشنی و نمی شه بهش عمل کرد اما من فکر می کنم که اگه آدم بخواد این جور ریز به هر دینی نگاه کنه توش چیز هایی پیدا می کنه برای گیر دادن و اینکه پیروانش بهش عمل نمی کنن
آخر سرش اونم تایید کرد که آره تو هر دینی نکته هایی هست مه آدم اگه بخواد می تونه بهش گیر بده
آخه من از این بحث که از وقتی اومدم اینجا خیلی وسیع تر راجع بهش صحبت می شه اصلا خوشم نمی یاد و اونم اینکه اگه اسلام دین دوستی و عشق!! پس چرا بخشیدن قلب به بیش از یه نفر توش امکان داره؟؟؟(صیغه) آخ که من از این بحث بدم می یاد و جالب اینکه این بحث فلسفه ای نیس .یعنی هر کی که از جاش پا شه راحت به خودش حق میده و می پرسه ..........

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home